محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

67

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ آن است ] ؛ امّا به حدّ اعتدال و لايق . و [ اخلاط ] غير كبدى هر يك را نيز اعتدالى است : خون و بلغم را نيز اعتدال قوام ، و صفراء را غلظتِ قوام ، و سوداء را رقت ؛ تا آن كه قابل دفع شوند و به زودى مندفع گردند و پراكنده و منتشر نشوند . سؤال : اگر گويند « حكماء گفته‌اند كه : امر نضج ، بى حرارت تمام نمىشود و حال آن كه همهء اطبّاء متّفق‌اند بر آن كه منضجاتِ صفراء اشياء باردهء مغلّظه‌اند ؛ يعنى آن را تغليظ بايد فرمود تا قابل دفع گردد و از اين مىرسد كه قول ايشان كلّى نباشد » . جواب آن به چند وجه است ؛ از آن جمله آن كه نضج را در هر مقامى و جايى به معنى خاصّ اطلاق مىنمايند و مراد حكماء از آن ، مطلق نيست ؛ بلكه مراد ، نضج طبيعى كبدى است كه بى حرارت تمام نمىشود كه علّت فاعلى كلّى است و درين هم هر يك از اخلاط را نضجى خاص و به حدّى لايق است ؛ امّا غير طبيعى كبدى و هر يك از اخلاط را كه در هر عضوى خاص تواند يافته باشند ، به طورى خاص لايق است ؛ مثلًا خلط بسيار رقيقِ مختلف الاجزاء را به تغليظ و تساوى اجزاء [ نضج بايد داد ] تا مجتمع گشته [ و ] به زودى مندفع گردد و منتشر و متفرّق نگردد و زياده فساد ننمايد . و اين ، اگر صفراست ، به تبريد و اگر بلغم است ، به تسخين كه اعتدال لايق [ يابند ] . و اگر غليظ بسيار و متشبّث به اعضاست ، به ترقيق و اذابه و تحليل آن به العبهء اشياء باردهء رطبه و مسخّنهء معتدله نيز حاصل مىگردد .